close
نازچت
فانتزی من اینه...
پرتال خبری و سرگرمی , دنیای مد و زیبایی , بیوگرافی, عاشقانه ,اس ام اس, گالری عکس Instagram Facebook address Finder

تبلیغات
دیگر مطالب
  • برترین ها
  • یا بخت و اقبال
  • مدل مانتو جدید 2016 مانتوهای تابستانی شیک 95
  • جدیدترین مدل شال و کلاه بافتنی دخترانه و زنانه 2016
  • جدیدترین مدل های مانتو
  • مدل های شیک مانتو و پالتو بافتنی
  • جدیدترین عکس های آرمین 2afm
  • جدیدترین مدل مانتو  | مدل مانتو پاییزی جدید
دسته بندي
آمار سایت
بازدید امروز : 181
باردید دیروز : 237
بازدید کل : 19,551,525
آرشیو
تبلیغات
    مدل لباس مجلسی
    پلاستوفوم

یکی از فانتزیام اینه که کنکور اول بشم بعد خبرنگارا بیان حمله کنن سمت من. بعدش تو ازدهام جمعیت محو شم برم پی کار خودم

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فانتزیام اینه که تو افق پنهان شم
بعد فانتزیایی که میان. تو افق محوشن رو با دمپایی ابری انقد بزنم که
صدای گرگ دربیارن تو افق…….

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فـانـتزیام اینه کــه
کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،
این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم !

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★

یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم : لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ،
کلی آدم بیگناه اینجا هست !
.
.
.
توهم در حد سراب های بیابان های ۱۵۰ درجه آمازون …

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ که ﺑﺎ مخاطب خاصم دعوا ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺍﺯش ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭمو ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﻏﺮﻭﺏ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯿﺸﻢ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ ﻟﻬﻢ ﮐﻨﻪ ﺑﻌﺪ مخاطب خاصم ﺑﺒﯿﻨﻪ و “ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ ﭼﯿﺮﯾﮏ”(صدای کفششه!) ﺑﺪﻭﻭﻩ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﻢ ﺑﮕﻪ آه ﺧﺪﺍی ﻣﻦ ! ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺰﺍﺭﯼ … ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮﻩ و بعدش ﺩﻭﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﻨﻢ و ﺑﻤﯿﺮﻡ … پسره ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻪ !!!

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فانتزیام اینه که…
تو دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه ک بهت صفر میدم…
بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم ب دیوار بگم…
منو از نمره میترسونی من زندگیمو باختم استاد…
برو از خدا بترس….

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر یهو بگن بیماری لاعلاج داری و فقط ۱ سال زنده میمونی ! منم ۱۱ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه یه روز که خیلی اطرافیان یا همکلاسیام اذیتم کردن این راز رو فاش کنم و همه تو بهت و حیرت به هم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد … منم در همین حین صحنه رو به سمت نور افق ترک کنم و در نور محو بشم و هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن و بقیه ی عمرشونو تو حسرت و غم و احساس عذاب زندگی کنن کصـافـطــا !!!
اخیرا هم به این شکل کاملش کردم :
بعد که ۱سال تموم شد به نحو عجیبی زنده بمونم و قیافه و هویتمو عوض کنم برم تو کلاس به عنوان یه شاگرد جدید بشینم که از خارج اومده ؛ بعد عذاب وجدانشونو ببینم حال کنم !
تخیل در حد جنگ ستارگان هندی

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فانتزیام اینه که وقتی یک ثانیه مونده مایکروویو زمانش تموم شه، خاموشش کنم!
اصلا احساس خنثی کردن بمب تو ثانیه آخر بهم دست میده!

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از عجیبترین فانتزیامم اینه
واسه امتحانا درس بخونم

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فانتزیامم اینه که:
.
.
با لحن جدی و خسته
به یه دکتر بگم:
لطفا حاشیه نرو دکتر!!
بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم:
فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم؟؟

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فانتزیام اینه که وقتی یکی داره تو فانتزیش توی گرد غبار یا دود محو میشه
از اون طرف دودا بگم پخخخخخخخخخخخخخخ بعد سکته ناقص بزنه بعد بمیره
بعد منم تو چاهی که از فرط خنده حفر کردم سقوط کنم
بعد اون دنیا یقمو بگیره از پل صراط پرتم کنه پائین!

★★★★★★★★ام جوک★★★★★★★★

یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه امتحان بشیینم بعد با نگاه کردن به سوالات, پاینش بنویسم :
.
.
.
“مَردی نَبُوَد فتاده را پای زدن .. گر دست فتاده ای بگیری مَردی
بعد برگه رو تحویل بدم برم!!!
ما همچین آدمی هستیم….


ارسال در تاریخ 22 / 06 / 1393 و ساعت 16:4

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از فانتزیهای من اینه که مثل این فیلم کره ای ها برم یک رستوران اونوخ یک لیوان آبم رو میز رستوران باشه بعد به خواهر شوهرم زنگ بزنم بیاد اونجا وختی اومد لیوان آب را بریزم رو صورتش و بگم اینم به خاطر اذیتها و آزارهات بعد هم قدم زنان برم تو افق محو بشم. خداییش خیلی کار با کلاس و با حالیه . یکی یک دسمال بیاره اشک تو چشام جمع شده صفحه مانیتور را نمی بینم !!!!!!!!!!!


ارسال در تاریخ 02 / 06 / 1393 و ساعت 12:57

یکی‌ از فانتزیام اینه که

بزنم یکی رو بکشم
(البته نه بی خودی طرف به دخدر همسادمون متلک گفته )
ما رو هم که همه میدونن عاشق دخدر همساده
بعد که خواستن اعدامم کنن بهم بگن اخرین جملت چیه
منم با افتخار بگم :من با این کارم دنیا رو از وجود دو… نجات دادم
(یکی خودم یکی هم مقتول)
شما هم دیگه از شر من خلاص می شید
اگه همه ما این کارو بکنیم بچه هایمان زندگی بهتری خواهند داشت
و بعد روحم تو افق محو بشه

بقیه(یکی‌ از فانتزیام اینه که...جدید آذر ماه)را در ادامه مطلب ببینید



ارسال در تاریخ 14 / 09 / 1392 و ساعت 14:10


    یکی از فانتزیام اینه که متاهل بشم حسرت دوره ی مجردی مو بخورم و بسوزمو بسازم

 

 *** یک از فانتزی هام اینه ، مطالب جالب و خنده دار جدید 92 ***

 

     یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووو داد بزنم :
    “داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره”

 

 *** یک از فانتزی هام اینه ، مطالب جالب و خنده دار جدید 92 ***

 

 یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه به سویچ پورشه یا مثلا لامبورگینی !

 

  *** یک از فانتزی هام اینه ، مطالب جالب و خنده دار جدید 92 ***

 

یکی از فانتزیام اینه که یه روز سوار مترو بشم بعد ترن توی تونل گیر کنه و دچار حادثه بشه اونوقت من با مشت بزنم حفاظ اون چکُشی که تو واگنها هست رو بشکنم بعد باهاش شیشه رو بشکنم بپرم بیرون و چراغ قوه ام رو از توی جیبم دربیارم روشن کنم و به بقیه بگم : از این طرف دنبال من بیاید ، منم میریم سمت ایستگاه توپخونه اونجا حتما نیروی کمکی هست !

 

 *** یک از فانتزی هام اینه ، مطالب جالب و خنده دار جدید 92 ***

 

بعد یه فانتزی دیگه دارم : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ، آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش” …

 

بقیه « یک از فانتزی هام اینه ، مطالب جالب و خنده دار جدید 92 » را در ادامه مطلب ببینید


ارسال در تاریخ 31 / 05 / 1392 و ساعت 19:14
یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم …

. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .یکی از فانتزیام اینه که شب عروسیم رو سر همه پسته بریزم و ماشین عروسم هم پراید باشه !
خدایا یعنی میشه ؟؟؟

. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .

ما همون پرسپولیسیایی هستیم که دقیقه ۸۰ تلویزیونو روشن می کنیم بعد یه لبخند می زنیم و تو غبار محو میشیم !


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .

از فانتزیام: تو دانشکده بعد از گرفتن جزوه از دختره, بهش بگم میتونم شمارتو داشته باشم؟ اونم با کمال پررویی بگه نه! منم بگم: پس فکر کردی خوش خطی, دارم جزوتو میگیرم؟! جزوه رو بدم بهش و اونم همینجوری دهنش باز بمونه و چشاش گاوی بشه و منو ببینه که دارم تو افق..


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام محقق شد:
از جلو دستشویی اساتید رد می شدم که دیدم یکی بدجور سر و صدا راه انداخته!
وایسادم تا بیاد بیرون. وقتی که در رو باز کرد یه نگاه بهش کردم و در حالی که نچ نچ می کردم، سرم رو تکون دادم.
البته افق رو خالی کردم تا استاد بره توش گم شه!


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام اینه که توی سال ۹۲همه ی اونایی که واسه خودشون یه فانتزی دارن بهش برسن…


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام اینه که ته مبلمونو پاره کنم به خیال اینکه توش پره گنج ،ولی ازشانس بدم خالی دراد…
بعد مامانم با دمپایی ابری خیس اونقد بزنه تا تو افق محو شم تا یه هفته خونه رام ندن…


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام اینه که دوس دخترم رو توی پارک بغل کنم بعدش یه مأمور بیاد بپرسه خانوم با شما چه نسبتی دارن؟ منم بگم از بستگان هوگو چاوز هستن من دارم بهشون دلداری میدم، ماموره کلی‌ معذرت خواهی‌ کنه و بره بعدش ما هم تو بغل هم محو بشیم


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام اینه که…. اممممممم
مممممم
خو چه میدونم
اصن فانتزی ندارم من…


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزی هام اینه که:
بعد از زدن عینک پلیسم سوار هلی کوپتر شخصیم شم و تو افق محو بشم
هر کسی هم که پشت سرم بیاد با موشک f47 چنان بزنمش که نرسیده به افق محو بشه.


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام اینه که یه بار که تو pes13 میام جلو دروازه بان توپی رو که گرفته و میخواد شوت کنه; بخوره به من!!!


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از فانتزیام اینه که یه روز که تو خیابون راه میرم یه پراید بهم بزنه و رانندشم خانوم باشه، بعد برسونتم بیمارستان دم در خودم پیاده شم و برم تو افق بیمارستان محو شم…


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


یکی از عجیبترین فانتزیامم اینه که واسه امتحانا درس بخونم!


. . . یکی از فانتزی هام اینه . . .


کی از فانتزیام اینه که مدیر و ناظمو بشونم جای دانش اموزا و بگم امتحان بدینوبعدش نمره کم بیارن و منم زنگ بزنم به ماماناشون اطلاع بدم که چرا درس نمیخونن..!

بقیه در ادامه مطلب


ارسال در تاریخ 06 / 04 / 1392 و ساعت 22:29


 یکی‌ از فانتزیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم
مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دسم نیست....
بعد بش بگم زرشک !ضایع شدی ؟؟؟
اصن به عشق همین حرکت میرم دانشگاه !!!!

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦


یکی از فانتزیهام اینه تو یه روز برفی برم کوه و یه دفه ی گوله(!) گنده برفی دنبالم کنه ...اونقد بدووووووووم ....اخرشم له شم!!!!

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦


یکی از فانتزیهام اینه وقتی دارم از پل هوایی رد میشم یه دفه بشکنه و بیفتم............اخ چ حالی میده!!!

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦


يكي از فانتزيام اينه كه در بعضي شرايط بحراني يا ساعت برنالد داشته باشم يا قولِ چراغ جادو.

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦




ارسال در تاریخ 16 / 02 / 1392 و ساعت 21:29
 
یکی از فانتزیام اینه که کنکور اول بشم بعد خبرنگارا بیان حمله کنن سمت من. بعدش تو ازدهام جمعیت محو شم برم پی کار خودم

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فانتزیام اینه که تو افق پنهان شم
بعد فانتزیایی که میان. تو افق محوشن رو با دمپایی ابری انقد بزنم که
صدای گرگ دربیارن تو افق.......

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦

یکی از فـانـتزیام اینه کــه
کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری،
این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم !

♦♦♦♦♦♦♦♦یکی از فانتزی هام♦♦♦♦♦♦♦♦




ارسال در تاریخ 16 / 02 / 1392 و ساعت 21:21

یکی از فانتزیام اینه که یه شب بارونی ببینم دارن یه دختره رو اذیت میکنن منم برسم بهشونو دخل تک تکشونو بیارم !
بعد دختره رو از رو زمین بلند کنم و کتمو دربیارم بدم تنش کنه …
بعد سرشو بیاره بالا تو چشام نگاه کنه و بگه میشه اسمتو بدونم ؟ بعد من از توی کتم یه سیگار دربیارم روشن کنم ،
بعد یه پوک عمیق بگیرمو یه لبخند ملیح بزنمو دودشو بزنم تو صورتش ، بعد دود که رفت کنار من غیب شده باشم و اونم یهو بیفته رو زمینو سرشو بیاره رو به آسمونو از ته دل داد بزنه خدااااااااااااا
 
فانتزی هام

یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …

فانتزی هام
‏یکی ازفانتزی های دانشگاهیم اینه که با بچه ها یه برنامه بزاریم نمره ها که اومد بریم تو افق محو بشیم !




ارسال در تاریخ 16 / 02 / 1392 و ساعت 21:14

یکی از فانتیزیای مخسوسم اینه که سالگرد ازواج مامان بابام یه خونه هزار متری به مامی جون و یه ماشین از اون گرون گرونا به دَ دی جون هدیه بدم بعدش شمع ها رو فوت کنم

بچه ها آرزوی من چند تا لایک داره ؟؟!! رو سفیدم کنید شاید خدا یه روزی از اینجا رد بشه .........


ilovely


قضیه سلنا(گومزو میگم اه)که براتون گفتم حالا جواب سوالی که دوستان داش عباس(abas_m223)پرسیدن:
جاستین روز قبل اون قضیه توی چت روم منو به فحش بست که مگه خودت ناموس نداری باسلنا(..)چت میکنی؟منم بش گفتم چیه؟2تا ویدیو خوانندگی زاخار توی یوتیوب گذاشتی ملت اسکل و تهاجم فرهنگی شده آمریکا!(دشمن ستیزیم تو حلقتون)لایکت کردن و یه دختر سیاه سوخته دماغ عملی ازت خوشش اومده فک کردی خبریه؟نه دادا تو بدون یوتیوب هیچی نیستی.برو از خدا بترس و اونم متاثر شد و خواست توی افق محو شه اما چون شلوغ بود بهش یه مسلسل 18لول دادم تا خودمحوی انجام بدهوبـــــــــــــــــــــــــــعله 


ilovely


*ـ*ـ*ـ*ـ* یادش بخیر!
دیرینگ دیرینگ. . .
ــ الو بفرمایید!
ــ سلام رسول جان! خوبی؟
ــ مرسی ! شما؟
ــ منم دیگه فتحعلی (شاه) !
ــ به به چطوری فتحی؟چیه کار داشتی؟
ــ آره ! میخوام با این روس ها قرار داد ببندم! خواستم ازت اجازه بگیرم!
ــ اسکول! نبندی!
ــ چی رو نبدنم ؟ قرار داد رو؟
ــ پ ن پ شیر فلکه آب رو!! قرار داد رو دیگه الاغ!!
ــ باشه باشه! نمی بندم!
و اینگونه بود قرار داد گلستان رو بستن و این اسکول به حرف من گوش نکرد !!
این بود فانتزی من !!


ilovely


يكي از فانتزي هام اينه كه يه روز "پدر ژپتو‏"‏ (باباي پينوكيو‏)‏ رو ببينم و ازش بپرسم اون مدتي كه تو شكم نهنگ زندگي ميكرد به نهنگه اجاره خونه هم ميداد؟‏
و عايا بوي بد دهن نهنگه تو شكمش هم مي اومد يا نه؟‏‏
واقعا برام سؤال شده...‏
لايك‏= هه هه هه...نهنگ بخورتت اينقدر خوشمزه اي؛ اون وقت خودت جواب سؤالت رو ميفهمي


ilovely


فانتزي من اينه كه تو1بازي مثل واكاشيزوما(دروازبان كاكروايناديگه) همه توپ هاروبگيرم بعداز40متري يك گل خفن بخورم بعدبرم تواعماق زمين محوبشم!!!!!



ilovely


یکی از فانتزیام اینه که برم داور بشم بعد از بازنشستگیم برم تو برنامه 90 فقط حال عادل روو بگیرم
عدد سخت بدم واسه قرعه کشی
هرچی خطا بود و اشتبا بگم
انقد حال میده بعد حی بهم زنگ میزنن و اسمم تو روزنامه هاست


ilovely


کی از فانتزیام اینه که کشف کنم این جاستین بــــــــــــــــوق وسط فانتزیای داداش عباس چیکار میکنه مث قاشق نشسته هی میپره وسط!بابا این دوتا(سلنا و داش عباس)همو دوس دارن دیگ...پاتو از زندگیشون بکش بیرون برو گمشو لفتن!
با تشکر:-)


ilovely


یکی از فانتزیام اینه که مردمان سرزمین من بدانند درست شارژژژژژژژژژژژر است نه شارجـــــــــــــــر !!!!!
والا با این تلفظاشون :دی
()
<،،>
_//_


ارسال در تاریخ 10 / 01 / 1392 و ساعت 15:30
تمامي حقوق اين وبسايت متعلق به پرتال خبری و سرگرمی , دنیای مد و زیبایی , بیوگرافی, عاشقانه ,اس ام اس, گالری عکس بوده مي باشد.